close
چت روم
داستان آموزنده و زیبای قاطر پیر
پنجشنبه 27 دی 1397
  سلام به  دوستان گلم امیدوارم از این داستان زیبا و فوق العاده لذت ببرید داستان در ادامه مطلب... باران بشدت می بارید و مرد در حالیکه ماشین خود را در جاده پیش میراند ناگهان تعادل اتومبیل بهم خورده و از نرده های کنار جاده به سمت خارج منحرف شد از شانس خوبش ، ماشین صدمه ای ندید اما لاستیکهای آن داخل گل و لای گیر کرد و راننده هر چه سعی نمود نتوانست آن را از گل بیرون بکشه بناچار زیر باران از ماشین پیاده شد و بسمت مزرعه مجاور دوید و در زد کشاورز پیر که داشت کنار اجاق استراحت میکرد به آرومی اومد…
جای تبلیغات شما
خرید شارژ
برترین کاربر ماه
  • morteza
  • morteza
  • morteza
  • morteza
  • morteza
  • morteza
تبلیغات

  • نسخه موبایل

       نرم افزار فسقله

    در موبایل همراهتان  با جدیدترین مطالب فسقله به روز باشید

    بنر فسقله

    کد بنر رو در وب خود قرار دهید

    سایت پر از خنده

    پشتیبانی سایت
    پنل کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    متن آهنگ
    فیــلم ها
    ویژه شمالیا
    تازه های دنیای فناروی اطلاعات
    آمار سایت
    • افراد آنلاین : 1
    • آمار بازدید
    • بازدید سالانه : 4,482
    • بازدید کل : 8,055,688
    • اطلاعات
    • امروز : پنجشنبه 27 دی 1397
    • آی پی شما : 34.203.213.116
    • مرورگر شما :
    آخرین کاربران
    تلگرام فسقله

    http://up.fesghele.ir/view/775422/9421710734.png

    تلگرام فسقله دنبال کنید تا از آخرین متن و عکس های عاشقانه، آموزنده بهرمند شوید.همچنین جدیدترین موزیک ها و عکس ها و جوک را دریافت خواهید کرد.

    برای عضویت با موبایل خود روی عکس بالا کلیک کنید.

    پیامک های شما

    ناشناس : لباس هايم كه تنگ ميشد ميدادم به اين وآن........ اما دل تنگم را چه كسي مي خواهد؟؟؟؟
    ----------------------------------------------------------------------------- مهسا از کرج: خوشبختي را ديروز به حراج گذاشتند حيف من زاده ي امروزم خدايا جهنمت فرداست پس چرا امروز مي سوزم.
    ----------------------------------------------------------------------------- فریدها :سايت بسيارعالي وپرمحتوايي هس ومطمعناجزبهترين هاست باتشكر
    ----------------------------------------------------------------------------- فریده:گوسفنداني بوديم امدند خرمان كنند گرگ شديم فريده
    ----------------------------------------------------------------------------- نسترن از گیلان :عشق عينك سبزي است كه انسانها باآن كاه رايونجه ميبينند
    ----------------------------------------------------------------------------- آیلین از گیلان: مثل درخت باش اگر لگد هم زدن شكوفه بارانشون كن.آيلين ازگيلان
    ----------------------------------------------------------------------------- فریده: من وخداهرروزفراموش ميكنيم اوخطاهايم رامن الطاف اورا
    ------------------------------------------------------------------------ فریده :آدمهاي موفق كارهاي متفاوت انجام نميدهن كارهارامتفاوت انجام ميدهن
    ------------------------------------------------------------------------ سارا از گیلان: سلام ميخواستم ي خسته نباشيدبگم واسه سليقه وحوصله اي ك به خرج دادين عاليه اينجارودوستم پيشنهادكردحالاشده بهترين لحظات روزم مرسي واقعا
    ----------------------------------------------------------------------------- ناشناس : به رنج هاي فردامينديش رنج هروز براي آنروز كافيست

    پيامک هاي خود را براي ما ارسال نماييد تا با نام شما در سايت قرار دهيم لطفا اخر پيامک نام و اسم شهر خودتون رو ذکر کنيد
    بخش های ویژه

    http://up.fesghele.ir/up/mtohi92/Pictures/5RrN3aWrnz0J12Ob4P9_xA564652.jpg

    http://up.fesghele.ir/up/mtohi92/Pictures/kwR9RvQdo4D9KYEzFWMpag521640.jpg

    http://up.fesghele.ir/up/mtohi92/Pictures/7uOozexH6nGIflvaA16SZw347592.jpg

    http://up.fesghele.ir/up/mtohi92/Pictures/ZmtCoPNQuOxJ_JBeVT_n4Q321561.jpg



    تبلیغات
    HoT

    http://up.fesghele.ir/up/mtohi92/Pictures/10005517_259114897612950_2089726844_n378867.jpg http://up.fesghele.ir/up/mtohi92/Pictures/-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%DB%8C%D9%81%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7-HD-%D9%88-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D9%84%D9%86%D8%A7-%DA%AF%D9%88%D9%85%D8%B2-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%A7%D9%84-%D9%BE%DB%8C%D9%BE%D8%B1-40948745.jpg

    http://up.fesghele.ir/up/mtohi92/Pictures/narges-mohammadi-150x150.jpg http://up.fesghele.ir/up/mtohi92/Pictures/taaanaz.png

    http://up.fesghele.ir/up/mtohi92/Pictures/www.fesghele.Ir-Maryam%20Masoumi-12.jpg http://up.fesghele.ir/up/mtohi92/Pictures/ha004.jpg

    عضویت
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
    نظر سنجی
    کجای ایران زندگی می کنی؟





    خبرنامه
    خبرنامه
    با عضویت در خبرنـــــــــامه می توانید آخرین مطالب سایت را در ایمیل خود دریافت کنید .

    هایپرتمپ دات آی آر
    تبلیغات متنی
    تبلیغات متنی
    تبلیغات متنی
    تبلیغات متنی
    مطالب ویژه فسـقله

    http://up.fesghele.ir/up/mtohi92/Pictures/hamrahi3.png
    داستان آموزنده و زیبای قاطر پیر
  • تعداد بازدید : 349
  • http://up.fesghele.ir/up/mtohi92/Pictures/9872117.jpg

     

    سلام به  دوستان گلمقلب

    امیدوارم از این داستان زیبا و فوق العاده لذت ببریدچشمک

    داستان در ادامه مطلب...

    باران بشدت می بارید و مرد در حالیکه ماشین خود را در جاده پیش میراند

    ناگهان تعادل اتومبیل بهم خورده و از نرده های کنار جاده به سمت خارج منحرف شد

    از شانس خوبش ، ماشین صدمه ای ندید اما لاستیکهای آن داخل گل و لای گیر کرد

    و راننده هر چه سعی نمود نتوانست آن را از گل بیرون بکشه

    بناچار زیر باران از ماشین پیاده شد و بسمت مزرعه مجاور دوید و در زد

    کشاورز پیر که داشت کنار اجاق استراحت میکرد به آرومی اومد دم در و بازش کرد

    راننده ماجرا رو شرح داد و ازش درخواست کمک کرد .

    پیرمرد گفت که ممکنه از دستش کاری بر نیاد اما اضافه کرد که :

    بذار ببینم فردریک چیکار میتونه برات بکنه

    لذا با هم به سمت طویله رفتند و کشاورز افسار یه قاطر پیر رو گرفت و با زور اونو کشید بیرون

    تا راننده شکل و قیافه قاطر رو دید

    باورش نشد که این حیوون پیر و نحیف بتونه کمکش کنه

    اما چه میشد کرد

    در اون شرایط سخت به امتحانش میارزید با هم به کنارجاده رسیدند

    و کشاورز طناب رو به اتومبیل بست

    و یه سردیگه اش رو محکم چفت کرد دور شونه های فردریک یا همون قاطر

    و سپس با زدن ضربه رو پشت قاطر داد زد :

    یالا فردریک ، هری ، تام ،پل ، فردریک ، تام ، هری پل ....

    یالا همگی با هم سعیتون رو بکنین ...

    آهان فقط یک کم دیگه ، یه کم دیگه ....

    خوبه تونستین!

    راننده با ناباوری دید که قاطر پیرموفق شد اتومیبل رو از گل بیرون بکشه

    با خوشحالی زائد الوصفی از کشاورز تشکر کرد و در حین خداحافظی ازش این سوال رو کرد :

    "هنوزهم نمیتونم باور کنم که این حیوون پیرتونسته باشه

    حتما هر چی هست زیر سر اون اسامی دیگه است

    نکنه یه جادوئی در کاره؟!

    کشاورز پاسخ داد : ببین عزیزم ، جادوئی در کار نیست

    اون کار رو کردم که این حیوون باور کنه عضو یه گروهه و داره یک کار تیمی میکنه

    آخه میدونی قاطر من کوره!

    نظرات
  • در قمست نظرات مشکلات و پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در جریان بگزارید.

  • نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی
    تبلیغات

    http://s4.picofile.com/file/7868562468/Safahat_berooz2_fb98_blogfa_com_.gif

    آخرین مطالب
  • آخرین مطالبی که به تازگی در سایت منتشر شده اند...
  • پشتیبانی